مادر بودن آسان است ولی مادر خوب بودن نه!
مادر
مقدمه:
مادر بودن آسان است اما اینکه مادر خوب و دوستداشتنی باشیم خیلی دشورار است میدانید چرا؟
چون وظایف مادران واقعی چیزی فرا تر از یدک کشیدن اسم مادر به دنبال خود هستند.
این مادران هستند می توانند خوشبختی و صفات خوب را به فرزندانشان هدیه کنند آن ها خوشبختی فرزندان خود را می توانند تضمین کنند؛ پس وظیفه سنگینی به عهده شان است؛
و ما در این مقاله سعی بر این داریم که برای مادران علاقه مند راه هایی برای بهبود روابط با کودک عزیزشان ارائه دهیم…
۷ جمله ناخوشایند برای کودکان
۱) مناسب سن خودت رفتار کن! گاه والدین به رفتار کودک انتقاد می کنند، زیرا آن رفتار تأثیر بدی بر بزرگترها داشته است.
در صورتی که رفتار کودک، نشان دهنده احساس درونی اوست و والدین وظیفه دارند احساس کودک را درک کنند.
کودک ۶ ساله ای که نمی داند چه می خواهد و گریه می کند ، یا کودک ۴ساله ای که از محدود شدن در صندلی اتومبیل ناراحت است و گریه می کند ، هر دو متناسب سنشان عمل می کنند؛
اگر چه ما انتظار داریم رفتار آنها ما را آزار ندهد. به جای اینکه به کودک بگویید “مناسب سن خودت عمل کن” بگویید: “به نظر می رسد خیلی عصبانی هستی”، “می دانم وقتی چنین اتفاقی برایت افتاده بسیار ناراحت شده ای” این جملات به کودک آرامش می دهد و شرایط را قابل تحمل خواهد کرد.
۲) شوخی کردم: دست انداختن کودک اگر چه ظاهراً شرایط را شاد می کند ولی در واقع به شدت مخرب است.
هنگامی که کودک عصبانی است، خندیدن به او باعث می شود احساس بدتری پیدا کند. شما به عنوان والدین کودک وظیفه دارید او را حمایت کنید نه اینکه باعث اذیت و آزار او شوید.
اگر چنین منظوری ندارید هنگامی که کودک ناراحت است شاد نباشید.
۳) چـرا مـثـل … نـیستی؟
با مقایسه کـودکـان، آنـهـا احـسـاس مـی کـنـنـد در مرتبه پایین تری قرار گرفته اند و این راه مناسبی برای وا داشتن آنها به فعالیت نیست.
زمانی که کودک خود را پایین تر از دیگری احساس کند ، روحیه خود را می بازد و دست از فعالیت خواهد کشید. شما باید ضعف و قوت کودکان را بپذیریدو آنها را بر اصلاح رفتار خودشان تشویق کنید.
۴) ندو و گرنه می افتی! علی رغم تمام توجه شما به محافظت از کودک، به کار بردن این نوع جملات باعث می شود کودک بیفتد، زیرا به او القا می کنید منتظرید که او به زمین بخورد و این برای کودکی که تلاش می کند مستقل باشد بسیار مضر است. بهتر است در این موارد بگویید:
“قبل از دویدن از محکم بودن بند کفش هایت مطمئن باش.” در این صورت شما در مورد اشکال کفش صحبت کرده اید نه ناتوانی کودک.
۵) چی بهت گفتم؟ چرا سوالی را می پرسید که خودتان جواب را می دانید؟
انتظار دارید کودک چه پاسخی بدهد؟ وقتی می پرسید: لباست را کجا پرتاب کردی؟
لبخندی موذیانه می زند و می گذرد. اگر از رفتار او رنجیده اید بگویید: “من متاسفم که مجبورم برای بار سوم تکرار کنم که لباست را روی چوب لباسی آویزان کن.”
۶) به تو قول می دهم که : به کودکان بایدنه وعده داد و نه وعده از آنها گرفت. روابط ما با فرزندانمان باید بر اساس اعتماد و اطمینان باشد.
وقتی پدر و یا مادر برای تأیید گفته خود مجبور است وعده بدهد، یعنی دارد اقرار می کند که “وعده داده نشده اش” اعتبار ندارد و قابل اعتماد نیست.
وعده ها باعث می شوند که توقعات غیرواقعی در کودکان به وجود بیاید.
وقتی به کودک وعده داده می شودکه او رابه باغ وحش ببرند، او آن وعده را یک تعهد به حساب می آورد و فکر می کند که براساس این تعهد، در روز موعود نه باران خواهد بارید، نه اتومبیل عیب و ایرادی پیداخواهد کرد و نه خود او مریض خواهد شد.
از طرفی نباید از کودکان وعده گرفت که درآینده رفتاری خوب داشته باشند یا رفتار بدشان را اصلاح کنند.
وقتی کودک وعده ای ناخواسته می دهد، وعده ای که متعلق به خود او نیست، در واقع چکی بانکی می کشد که در آن بانک اصلاً حساب ندارد. ما نباید مشوق و محرک این قبیل اعمال فریب آمیز باشیم.
۷) آخر چند بار باید یک چیز را تکرار کنم؟ پدر یا مادری که در استفاده از سخنان نیشدار و طعنه آمیز استعداد ذاتی دارد، خطر و تهدیدی جدی برای سلامت روانی کودک به حساب می آید.
این پدر یا مادر جادوگری است که از واژه ها استفاده می کند و با بیان این واژه ها، مانعی در برابر ایجاد ارتباط موثر برقرار می کند و مانع از پدید آمدن رابطه ای مثبت بین پدرومادر با کودک می شود.
” آخر چند بار باید یک چیز را تکرار کنم ؟ مگر تو کری ؟ پس چرا گوشت به من نیست؟ …”
این پدرو مادرها شاید ندانند که سخنان طعنه آمیز و کنایه دار جملاتی هستند که برخوردی متقابل طلب می کنند.
این پدر و یا مادر آگاه نیست که با این اظهار نظرهای توهین آمیز، کودک را تحریک کرده و ذهن او را از نقشه های خیالی انتقام، پر می سازد ودر نتیجه باعث مسدود شدن راه ارتباطی بین خود او و کودکش می شود.
مادر نمونه;
یکی از بزرگ ترین و سنگین ترین وظایف بشر وظیفه پدر و مادر بودن است;
پدر و مادر شدن آسان است امـــا پدر و مادر خوب و نمونه شدن اصلا اینطور نیست….
هر کسی میتواند پدر یا مادر باشد اما درست ایفا کردن نقش پدر و مادری فوق العاده سخت است;
زیرا شخصیت و نوع تربیت پدر و مادر تاثیر 100% در شخصیت و آینده کودک دارد….
گرچه وجود پدر برای فرزندان اهمیت دارد اما با توجه به دسته بندی وظایف به جرعت میتوان گفت که کودک از نبود مادر یتیم می شود نه پدر….
روش های مادر نمونه بودن
عشق بورزید هر روز فرزندتان را در آغوش بگیرید
و به او گوش زد کنید که به چه اندازه او را دوست دارید…فرزندتان را ببوسید و به او عشق بورزید;
زیرا افرادی که از نظر عاطفی در خانواده غنی باشند افرادی موفق و با اعتماد به نفس بالا می شوند…
او را ستایش کنید
باید به این نکته توجه کنیم که فرزند ما بیش از هر چیزی به ستایش و توجه ما احتیاج دارد…
فرزندی که برای هر حرکت درست و کار خوبش تشویق کنید;
زیرا تحسین کردن فرزندان نه تنها روحیه مثبتی در آنها ایجاد میکند;
بلکه با تکرار کار های مثبت در زندگی شان نیز ترقی و پیشرفت میکنند
مقایسه نکنید
به این نکته توجه داشته باشید که هر انسانی توانایی و استعداد های خاص خودش را دارد و باید به اندازه استعداد و میزان علاقه هر فرد از او توقع داشت و در این زمینه نا به هنجار ترین حرکت مقایسه فرزندانمان با سایر افراد است.
سعی کنید اورا همان گونه که هست بپذیرید ….
در لحظات تلخ حامی او باشی
همه انسان ها گاهی دچار نا امیدی و بی هدفی می شوند طوری که دیگر هیچ علاقه ای به ادامه زیستن ندارن در چنین شرایطی بهترین کمک به فرزندامان یاد آور شدن این موضوع همیشه پشتیبانش هستید.و اورا همایت کنید.
دیدگاهتان را بنویسید