رازهای عاشورا
عاشورا
بیاییم چراهای زندگی را با عاشورا به ((چگونگی)) تبدیل کنیم !!
در مورد عاشورا ساعتها می شه حرف زد و ازش الگوهای موفقیتی و انگیزشی بیرون کشید!!
هربار که در موردش فکر میکنم به درک جدیدی می رسم!
عاشورا شباهتهای زیادی با واقعه به صلیب کشیده شدن مسیح داره.
دعوت شدن هر دو بزرگوار برای ولایت و تغییر شرایط مردم..
محبت به همه ی مردم و قبول دعوت ..
فراموشی مردمی که دعوت کرده بودن..
و فدا شدن این دو بزرگوار بخاطر یک حقیقت..
چیزی که امسال از عاشورا درک کردم اینه که حقیقت خیلی تلخ تراز اونچیزی هس که تا امروز فکر میکردم…
پذیرفتن حقیقت و عمل بهش نیاز به آشتی درونی و توافق درونی و یگانگی خوداگاه و ضمیر ناخوداگاه داره!!
نیاز به بازنگری این داره که اصلا برای چی زنده ام و حاضرم چقدر بابتش بها بدم؟
بخاطر یک حقیقت حاضری از چه چیزهایت بگذری!؟!
آیا اگه مجبور بشی از خانواده یا از جون خودتم میگذری!!؟
1__ قشنگترین لحظه در به صلیب کشیدن مسیح جاییه که آن حضرت برای اونهایی که درحال به صلیب کشیدنش بودن دعای بخشش می کنه ای پدر آنها را ببخش , آنها نمی دانند چه می کنند.
2__ جایی که امام حسین در شب قبل عاشورا از یارانش خواست هرکی در خودش نمی بیند که در ، این جنگ یک طرفه با من باشد خیمه را ترک کند.
در حالیکه به تک تک آنها نیاز داره میگه کیست مرا یاری کند به یارانش حق انتخاب میده.
رحم و مروت این دو آنچنان است که برای آدمی قابل درک نیس.
این دو واقعه پر است از سکانس ها و دیالوگ های فوق العاده….یا بهتر بگم معاشقه.
3__حضرت مسیح قبل از آنکه به روز قبل از به صلیب کشیده شدن به صورت و لب های کسی که قراره او را لو بده بوسه میزنه.

نکات…تفکر کنیم!!!
_چقدر می تونیم در شرایطی که به طرف مقابل بی نهایت احتیاج داریم از خودمون بگذریم و به او حق انتخاب بدهیم! (مخصوصا در روابط عاشقانه و ازدواج).
_چقدر می تونیم ببخشیم!؟
گاهی با برادر خواهر خودمون مثل دشمنای خونی رفتار میکنیم .درحالیکه مسیح و حسین شکنجه میشن و درهمون لحظه می بخشن.
گاهی دچار این تحریف یا توجیه میشیم که اونها امامن یا معصومن با ما فرق دارن .
اما تمام مکاتب اعتقاد دارند ، روح انسانی قابلیت به عرش رسیدن رو داره همونجور که حُر داشت.
همونجور که قاسم و علی اکبر داشتن همونجور که حسین فهمیده در 13سالگی داشت همونجور که آدمایی که تو برنامه ی ماه عسل میان دارن و…..
فقط بخشایش و محبت یا بخشیدن مال خود به دیگری هم مانند هر عمل دیگه در دنیا نیاز به یادگیری و تمرین داره..
مسیح میگه خدایا ببخششون .
چون میدونه اونها از روی ناآگاهی اینکارو میکنن و مامورن و معذور ، آدمایی که به ماهم بدی میکنن یا از روی نااگاهیه یا نابالغن یا مریضن و درد و زخمی در گذشته کشیدن.

4_زیباترین صحنه ی عاشورا و دیالوگی که می شه ازش صحبت کرد جاییست که از حضرت زینب می پرسن چه حالی داشتی که این صحنه ها رو دیدی ؟!
و اون خانم فوق العاده آنقدر به تکنیک (فراتر از حدتصور ) دست یافته بود که با مثبت اندیشی و روح بزرگ و قدرتمند خودش پاسخ میده : من جز زیبایی هیچ ندیدم.
این همون جمله ی برایان تریسی هس (( که آنسانها آن چیزی را که می بینند باور نمی کنند بلکه آنچه را می بینند که قبلا بعنوان یک باور پذیرفته اند.))
5_یک دیالوگ فوق العاده ی دیگر از امام حسین ; اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید!!
لازم به توضیحه معنویت با مذهبیت فرق بسیاری دارد ; می شود مذهبی نبود و زندگی کرد ولی اگر معنویت نداشته باشی تمام زندگیت بیهوده و پر از حس پوچی خواهد بود!!
6_سکانس رفتن حضرت ابوالفضل برای آب آوردن…مانند یک عملیات انتهاریه مثل کاری که حسین فهمیده کرده .
فدا شدن یک نفر برای همه !! و اتفاقاتی که برای ایشون میفته …از خود گذشتن از نفس و میل شخصی گذشتن و لب به آب نزدن!!
__چقدر این روزها لب به آب نمی زنیم به دیگران آب (خیر ,پول , کمک و.. ) برسونیم!!؟
از خودت بپرس چه چیزهایی رو بعنوان باور پذیرفته ای ; تا کی قراره در صف جنگ با خودت باشی با همه ی کاینات و خودت می جنگی درحالیکه میدونی آخرش هیچی نیس.
چرا این فلسفه ها و نکات را که امروزه درکتابهای روانشناسی به شکل علمی درآمده را یاد نگیریم و ;
در زندگی خود به عنوان یک باور و رفتار جدید اجرا نکنیم!!؟
بیاییم چراهای زندگی را با عاشورا به چگونه تبدیل کنیم و تغییر کنیم تا مجبور نشویم که تغییر کنیم!!
دیدگاهتان را بنویسید